تبليغاتX
اي كه مي پرسي نشان عشق چيست ؛ عشق چيزي جز ظهور مهر نيست ....عشق يعني مهر بي چون و چرا ؛ عشق يعني كوشش بي ادعا ....عشق يعني مهر بي اما اگر ؛ عشق يعني رفتن با پاي سر .....عشق يعني دل تپيدن بهر دوست ؛ عشق يعني جان من قربان اوست ....عشق يعني خواندن از چشمان او ؛ حرفهاي دل بدون گفتگو .....عشق يعني عاشق بي زحمتي ؛ عشق يعني بوسه بي شهوتي .....عشق ، يار مهربان زندگي ؛ بادبان و نردبان زندگي .....عشق يعني دشت گلكاري شده ؛ در كويري چشمه اي جاري شده .....يك شقايق در ميان دشت خار ؛ باور امكان با يك گل بهار .....در خزاني برگريز و زرد و سخت ؛ عشق تاب آخرين برگ درخت .....عشق يعني روح را آراستن ؛ بي شمار افتادن و برخاستن عشق يعني زشتي زيبا شده ؛ عشق يعني گنگي گويا شده .....عشق يعني مهرباني در عمل ؛ خلق كيفيت به زنبور عسل .....عشق يعني گل به جاي خار باش ؛ پل به جاي اينهمه ديوار باش .....عشق يعني يك نگاه آشنا ؛ ديدن افتادگان زير پا .....عشق يعني تنگ بي ماهي شده ؛ عشق يعني ماهي راهي شده .....عشق يعني آهويي آرام و رام ؛ عشق صيادي بدون تير و دام .....عشق يعني برگ روي ساقه ها ؛ عشق يعني گل به روي شاخه ها .....عشق يعني از بديها اجتناب ؛ بردن پروانه از لاي كتاب

i love yoooou---->> i

i مشق عشق a

a+i=love

 

 

راه من باش

می خواهم سفر کنم به سوی تو

به شهر تو

در دیاری که دیگر غریب نباشم

می خواهم پارو بزنم

بروم از شهر خویش

دریایی نیست

تو دریای من شو

پرواز کنم

تنها می روم  که تنهایی تنها نماند

از سرزمین چشم ها می گریزم

که حصار فاصله ها را بشکنم

بردورنگی خط بطلان بکشم.

اگر لحظه ای به من فکر کنی معنی غصه خوردن را خوب می فهمی

اگر لحظه ای به پیچ و خم جاده بنگری معنی سفری دور ودراز را خواهی فهمید

اگر لحظه ای مرگ دیرتر به سراغت بیاید معنی انتظار را خواهی فهمید

اگر لحظه ای حس کردی که غریبه ای بیش نیستی آنگاه معنی فریاد را خواهی فهمید

اگر لحظه ای سکوتکردی معنی شکسته شدن فریاد را در گلو خواهی فهمید.

وقتای دل تنگی من ستاره ها رنگ می بازن

ماه شبام قهر می کنه ابرا که دیوار می سازن

ثانیه ها قدر یه سال عقربه ها ناز می کنن

دستا قاب پنجره رو فقط تو شب باز می کنن

گیسوی خیس پنجره هق هق گریه های باد

از منو دلتنگی من چیزی نمی مونه به یاد

پر از ستاره آسمون خالیه دست پنجره

نم نم بارون نگاش نمیشه از یادم بره

نگاه مهربون گل عطر قشنگ صبح زود

انگار که دلتنگی من اصلا از اولم نبود

ای عشق واقعی چگونه ستایشت کنم در حالیکه قلبت از محبت بی نیاز است

چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری می شود

بگذار تا نامت را تکرار کنم

نامت زیباست دلنشین است

چه داشته ای که اینگونه مرا طلسم کرده ای

من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی

تو هوای دلم را با طراوت کردی

زمانیکه با تو هستم به ؛آسمان به بیکران

پرواز می کنم

پس بدان دوستت دارم

هر چند پایان راه را نمی دانم.


                                                                      

(همه ی آرزوهای منی ای کاش یکی از آرزوهای تو باشم )



نوشته شده توسط a----->>i تاریخ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385 و ساعت 23:45

|+|

http://ali-jakson.blogfa.com